سيد محمد باقر برقعى

2913

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

آيينهء من و تو ! سيماى نوجوان به حسرت نشسته‌ايست كه در كلاس درس كتش را ربوده‌اند * ديريست من با اشتياق ، آينه‌ام را شكسته‌ام * اى لولى ترنّم انديشه‌هاى من كه با نشاط باغ نظاره را به تماشا نشسته‌اى آيينه‌ات كجاست ؟ جدايى در جا نشسته راكد و سنگين چو آب حوض كز كرده‌ام به خلوت انديشه‌هاى گنگ در جان من ترانهء باد بهار نيست شب ! حايل است بين من و دستهاى تو و سرگذشت ما افسوس ! غير قصّهء درد و دريغ نيست .